|
پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387 ( 3:7 ) |
سلام بهترین خاطره زندگیم
میدونی چقدر نوشتن این پست سخته، انگار هر کلمه یه پتک میشه و محکم میخوره توی سرم. تقریبا شش ماهه که ازت بیخبر موندم هنوزم نا امید نشدم هر روز به خودم میگم بالاخره امروز ....
شاید باید خیلی وقت پیش این پست رو مینوشتم اما راستش دلم نمیومد الانم دلم راضی نیست فقط میخوام داستانم پایان داشته باشه، نمیدونم شاید دارم جزای گناهامو توی این دنیا پس میدم که عمر روزای خوشم حتی به یک سال هم نرسید.
خودت میدونی چقدر دوست دارم، خودت میدونی چقدر زندگی بی تو برام سخته، خودت میدونی که هیچوقت فراموشت نمیکنم، خودت میدونی که همیشه چشم به راهت میمونم .........

خدا ما رو برای هم نمی خواست
فقط می خواست هم رو فهمیده باشیم
بدونیم نیمه ی ما ، مال ما نیست
فقط خواست نیمه مون رو دیده باشیم
تموم لحظه های این تب تلخ
خدا از حسرت ما با خبر بود
خودش ما رو برای هم نمی خواست
خودت دیدی دعامون بی اثر بود
چه سخته مال هم باشیم و بی هم
می بینم می ری و می بینی می رم
تو وقتی هستی اما دوری از من
نه می شه زنده باشم ، نه بمیرم
نمی گم دلخور از تقدیرم اما
تو می دونی چقدر دلگیره این عشق
فقط چون دیر باید می رسیدیم
داره رو دست ما می میره این عشق
تموم لحظه های این تب تلخ
خدا از حسرت ما با خبر بود
خودش ما رو برای هم نمی خواست
خودت دیدی دعامون بی اثر بود
هرجا که هستی شاد و سلامت باشی گلم
آقا خرسه تنهای تنها 
|
نوشته شده توسط عسل خانومي & آقا خرسه
|





، با اینکه قبلی رو خیلی دوست داشتم ولی مشکل داشت فقط با موزیلا درست باز میشد تو اکسپلورر به هم میریخت
، البته الانم کامل درست نشده ولی قابل تحمل تره
.
. بفرما حالا خوب شد، دلت خنک شد، چند ماهه گذاشتی رفتی هر روز بهت میگم برگرد و تو نمیای
، خب این میشه نتیجه اش دیگه. 
) هوای عاشقی خورده به کله سیخ سیخیش تازه شده ۲۱ سالش هنوزم خدمت نرفته میخواد زن بگیره
، خیلیم عجله داره.
. حالا هم هنوز خانواده ما و اون دختر موافقت نکرده این دوتا جوجه کفتر عاشق قرار مدارشون رو هم گذاشتن
که امروز بابا و مامان من برن خونه عروسشون(
اسمشم گذاشتن دختر بینی ).
) بکنه و یهو عاشق شده، از یه طرفم نمیدونم این آقای بیکار و بی پول چطوری میخواد زن بگیره
، از طرف دیگه هم از دست تو دلم میخواد کلمو بکوفونم تو دیوار
. اینقد برگشتنت طولانی شد و من پا در هوا موندم تا این آقا اومده میخواد زودتر از من زن بگیره
.
.


، نه تلفنی نه خبری آخه خودت بگو از چی بنویسم
، آخه کادویی که برات گرفتم هنوز پیشم مونده و بهت ندادم
، عمرا بهت بگم چیه باید خودت بیای ببینی
.



